مرتضى راوندى

735

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در زير سيطرهء اربابان ، دهقانان بيچيز و بردگان به زمين وابسته بودند كه با زمين خريد و فروش مىشدند . با وجود حملهء بربرها ، اعراب و نرمانها سير تكاملى تاريخ در غرب متوقف نشد . اقتصاد بسته و محدود ، اندك‌اندك ، به اقتصاد باز تبديل شد . وسايل و افزارهاى كشاورزى رو به كمال رفت ، شرق به يارى غرب آمد و فرهنگ و اندوخته‌هاى هنرى و صنعتى خود را به اروپاى در حال رشد آموخت . اروپاييان از اوايل قرن يازدهم ببعد ، به آماده كردن زمين پرداختند . علفهاى هرزه و نباتات بيحاصل را كندند و اراضى موات را احيا كردند . رودخانه‌هاى لجام گسيخته را ، كه زمينهاى وسيع را تبديل به باتلاق كرده بود ، با سد و بند در اختيار خود درآوردند . در مزارع ، كشت گندم و جو و ارزن و چاودار و غله شروع شد . بقول پير روسو « ما بين سالهاى 1100 و 1300 ، تعداد گياهانى كه اهلى شدند و كشت آنها از طرف انسان بطور مداوم انجام مىگرفت ، مرتبا در حال ازدياد بود . بازرگانان و سربازانى كه به جنگهاى صليبى رفته بودند ، با خود ، برنج و جو سياه و پنبه و درخت توت و درخت زردآلو و درخت ليمو و موسير و بادنجان و آرتيشو همراه مىآوردند . » « 1 » چون كشاورزان كود كافى در اختيار نداشتند ، غالبا مدت آيش و استراحت زمين طولانى بود . اندك‌اندك ، كشاورزان پيوند درختان ميوه‌دار را آموختند و متوجه شدند كه اگر شاخه‌هاى زيادى درختان را از بيخ بكنند ، ميوهء درخت افزايش خواهد يافت . روستاييان در نتيجهء ممارست و تجربه ، « گاوآهن چوبى قديمى را از نو اصلاح كردند و تيغهء فلزى به آن متصل ساختند كه زمين را از عمق شكاف مىداد و نيز خاك‌برگردانى به خيش فلزى متصل ساختند كه كلوخ را خرد مىكرد و كود و علف را با خاك مخلوط مىساخت . گاوآهن معمولا بوسيلهء يك و يا دو خر به حركت درمىآمد مگر در مواردى كه چند كشاورز همسايه متحد مىشدند و مشتركا گاو يا اسبى را به اين منظور مىخريدند . بستن گاو به گاوآهن بوسيلهء يوغى به عمل مىآمد كه بر پيشانى گاو قرار مىدادند . در مورد اسب و خر ، گردنبندى به كار مىبردند كه دورتادور گلوى حيوان را مىپوشانيد . دو ناحيه از نواحى كرهء زمين ، بزرگترين نقش را در تاريخ تحول وسايط كشش و نقليهء زمينى انجام داده‌اند : اول ، آسياى جنوب غربى و مخصوصا ايران ؛ دوم ، آسياى شمال شرقى . بطور كلى ، اهلى كردن اسب و اختراع لگام و مهميز و گاوآهن و ارابه و يوغ گاو و بسيارى چيزهاى ديگر را مرهون مردم همين دو ناحيه مىباشيم . در حدود قرن دهم ميلادى ، اروپاى لاتن تمام اين وسايل تكميل شده را در اختيار داشت . سهم اروپاييان اين بود كه بر خلاف روش مردم عهد عتيق ، كه اسبها را همراه هم در يك جبهه به ارابه مىبستند ، روش بستن دوبدو در رديفهاى متوالى را جانشين كردند و براى آنكه بستن اسب را با ارابه‌هاى اروپايى تطبيق دهند ، مالبند را اختراع كردند . به اينطريق ، قدرت كشش چندين برابر شد و در نتيجهء آن ، استعمال گاوآهنهايى كه خيش آهنى و خاك برگردان داشتند ممكن گرديد و ترقى بسيار نصيب فن زراعت شد . از قرن يازدهم ، ساختن پلها و

--> ( 1 ) . تاريخ صنايع و اختراعات ، پيشين . ص 117 .